ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

390

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

خارج نشو و شب را اينجا بمان و بيشتر ساعات خود را اينجا باش ، تا براى پسرت جعفر ( مقصود آن است كه جعفر تربيت شدهء طيفورى بود - مترجم ) بيعت بگيرم ، آنگاه بخانه‌ات برگرد . تو شريف‌ترين مردم هستى چرا كه مربى فرزند خليفه بودى و او را تا روزى كه وليعهد شد ، مراقبت كردى ، تا به اين مقام رسيد . چون امة العزيز بيانات و محبتهاى خليفه را شنيد او هم صلاتى بمانند صلات و انعامهاى خليفه به من داد . پارچه‌هاى گران‌بها بمنزلم فرستاد ولى ديگر اسبى به من نداد . من در دربار و حضور خليفه كه در عيساباذ بود تا فرداى آن روز ماندم . سپس الهادى جلوس و تمام بنى هاشم را احضار كرد و از آنها براى جعفر بيعت گرفت و آنها را قسم داد . آنها نيز قسم خوردند ، كه بجعفر وفادار بوده و هارون الرشيد كه وليعهد بود ، خلع كردند . بعد از بنى هاشم آل زائده بيعت نمودند و يزيد بن مزيد رئيس آل زائده شخصا اولين فردى بود ، كه خلع رشيد را اعلان نمود و بعد از او شراحيل بن معن بن زائده و خانواده‌اش و سپس سعيد بن سلم بن قتيبه بن مسلم و بعد از او آل مالك بودند . اولين فردى از آل مالك كه بيعت نمود ، عبد اللّه بود . بعدا نزديكان خليفه و ساير مشايخ عرب و فرماندهان همگى بيعت نمودند . چون ظهر شد ، اكثر فرماندهان بيعت نموده بودند . در بين فرماندهان هرثمة بن اعين ملقب به مشئوم كه منصور خليفه او را فرماندهء پانصد نفر نموده بود ، حاضر بود . او ( هرثمه ) بعد از آنكه فرمانده شد ، كارى صورت نداد ، زيرا بيشتر سربازان او مرده بودند و ديگر كسى جانشين آنها نشده بود . الهادى او را احضار نموده و امر كرد بيعت كند . او ( هرثمه ) بخليفه گفت : اى امير المؤمنين به كه بيعت كنم ؟ خليفه به او گفت : با جعفر پسر امير المؤمنين . وى در جواب گفت : دست راستم مشغول به بيعت امير المؤمنين و دست چپم مشغول بيعت با هارون است پس با كدام دست با جعفر بيعت نمايم ؟ خليفه گفت : هارون را خلع كن و با جعفر بيعت نما . وى در جواب گفت : اى امير المؤمنين ! من مردى هستم كه دينم وفادارى به تو و وفادارى پيشوايان ديگر خانوادهء تو است و به خدا قسم اگر بترسانندم كه مرا با آتش در مقابل صدق و وفاى به تو ،